لابد دیگه! وگرنه تا چند وقت دیگه می خواد پر بشه از تو! اونوقت چه خاکی به سرم کنم !!!؟

 

ü با پای ِ عقل، محکم می کوبی تو زانوی احساس، بعد که از درد خم شد از روش می پری و می دوی به سمت خط پایان!............. اگه اون خط کذایی یه سراب باشه چی؟!!

 

ü تو لیوان من خیلی وقته نبرد کلیشه ایه عقل و احساس در کار نیست. احساس یه پرچم سفید آویزون کرد دم در سنگر و... رفت خونشون!

-----------------------

*بچه های بلاگ اثپات! اینا... کامنت دونیتون رو نمی تونم باز کنم. کامنتهاتون رو چی کار کنم؟