ستایش گزارش می دهد:

 

ü        اینجا نوشته ها همه دل نوشت بوده اند ، در اوضاع کنونی و شاید همیشگی شاید پستی نباشد خیلی

ü        از آنجا شروع شد که خورد توی ذوقم... در حد نابینایی مطلق!

ü        چیزی به اسم "آدم" وجود خارجی ندارد ! او که رسما آدمترینمان ! بود حتی نتوانست جلوی شکمش را بگیرد که خلقی را تا ابد آواره نکند!.. اَه!

ü        دلم که...هه... اما ذهنم این روزها در رهن کامل ِ آن گردلهای خاکستری پروژه است ، تا زودتر دفاع کنم تا بتوانم راحت تر برای نصف ِ کمتر مانده ء زندگی ام تصمیم بگیرم که تازه آخرش سرنوشت ببردم آنجا که دوست دارد!!!! پارادکسی شده این حیاط! ما....